اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
499
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
افشين حيدر بن كاوس اشروسنى را ( بدفع بابك ) فرستاد و او را بر هر ناحيه اى كه از آن عبور كند فرمانروا ساخت و مالها و خزينه هاى اسلحه با وى فرستاد ، پس چون افشين به ( بلاد ) جبل رسيد رهزنان و سران آنجا را گرفت و پيش رفت و ميان او و بابك جنگهايى روى داد و سپاهش در جايى بنام « برزند » بود ، پس به جايى بنام سادارسب منتقل شد و يك سال در جنگ با وى بود تا برفها زياد شد و سپس به برزند بازگشت و جانشين خود را به سادارسب فرستاد و پيش رفت و در هر ناحيه اى . . . قرار داد و يد [ روذ ] رود [ 1 ] رفت و خندقى كند و بارويى ساخت و كمينها نهاد و روز پنجشنبه نهم رمضان سال 222 بسوى بذ [ 2 ] پيش رفت و بابك نزد وى فرستاده خواستار شد تا با او سخن گويد ، پس با اين پيشنهاد موافقت كرد و ميان آن دو نهرى فاصله بود . افشين بر وى امان عرضه داشت و او درخواست كرد كه آن روز را بوى مهلت دهد ، پس به او گفت منظورى جز آن ندارى كه شهر خود را استوار سازى ، راستى اگر امان مىخواهى از رودخانه عبور كن . پس بابك بازگشت و جنگ به سختى كشيد و مسلمين به شهر بذ در آمدند و بابك با شش نفر از يارانش گريخت و اسيران مسلمين كه هفت هزار و ششصد نفر بودند از شهر بذ بيرون آورده شدند و بابك در حالى كه جامه هاى پشمين پوشيده بود ، سوار بر استرى رهسپار شد و افشين به بطريقان ارمنستان و آذربايجان نوشت تا وى را تعقيب كنند و تعهد كرد كه بهر كس او را تسليم كند يك ميليون درهم بدهد و از بلادشان صرف نظر كند ، پس بابك نزد مردى از بطريقان بنام سهل بن سنباط رفت ، و سهل او را دستگير كرد و به افشين گزارش داد و او كس فرستاد تا وى را تحويل گرفت و مژده فتح و تدبيرى را كه به كار برده بود نوشت . پس گزارش فتح خوانده و به اطراف و نواحى نوشته شد ، در . . . تا بلاد را
--> [ 1 ] كذا . [ 2 ] كوره اى ميان آذربايجان و اران ( مراصد الاطلاع ) .